کد خبر: 46354
ف
ازدواج هایی که داغ می شوند اما پخته نمی شوند
ازدواج، برخورد دو خانواده و دو منطقه است. نادیده گرفتن خانواده ها و نظرات و خواسته های منطقی آنان بزرگ ترین بی تجربگی جوانان محسوب می شود. یادمان باشد که هر داغی، سرد می شود ولی پختگی خام نمی شود.

به گزارش بهداشت نیوز، امروزه یکی از معضلات جامعه ما بالا رفتن سن ازدواج در میان اقشار تحصیل کرده و بالا رفتن آمار طلاق در ازدواج های دانشجویی است. امری که لازم است یک بررسی و بازبینی دقیق کارشناسانه درباره چرایی و چگونگی آن صورت گیرد.

دقت در انتخاب، سهولت در ازدواج

هنگامی که مجموعه قوانین و دستورات اسلام درباره ازدواج را بررسی می کنیم، به این نتیجه می رسیم که: اسلام، درباره بسیاری از مسائل ازدواج، مثل مهریه، جهیزیه، ثروت، تشریفات، آداب و رسوم و... به سهولت و آسان گیری و سادگی امر می کند؛ اما درباره "انتخاب همسر"  به دقت و مواظبت دستور می دهد! در آن امور می فرماید:((آسان بگیر... خیلی دقت نکن ...((خَیرُ النکاحِ أَیسَرُهُ)): بهترین ازدواج، آسان ترین آن است... از بهترین همسران کسانی اند که مهریه شان کمتر باشد... موؤنه و مخارجشان کمتر باشد ... و اما هنگامی که بحث "انتخاب همسر"  و معیارها و ملاک های آن پیش می آید می فرماید:(( دقت کن... (( إِیاکم وَ خَضراءَ الدَّمَنِ)): بپرهیزید از سبزه ای که بر فراز مزبله ای روییده باشد! ...(( فَانظُر ما تقلَّدُهُ)) : بنگر چه طوقی بر گردنت می اندازی ! (( إِیّاکُم وَ تَزویجَ الحَمقاءِ)): از ازدواج با احمق بپرهیزید و دهها هشدار و بیدار باش دیگر.

بنابراین بر طبق آموزه های دینی ،خردمندانه ترین راه ها این است که جوانان انتخاب همسر را یاد بگیرند و بدون شک انتخاب درست همسر ملزوماتی دارد. جوانان باید هیجاناتشان را بشناسند و روش مدیریت هیجاناتشان را بلد باشند.

جوان های ما قبل و بعد از ازدواج باید مهارت های یک زندگی سالم را یاد بگیرند. اغلب مشکلات خانواده‌های ایرانی آن است که به تربیتی که  بر اساس توجه و تقویت "معنویت"  است، توجه ندارند. یعنی رفتارهای تربیتی همچون، راست گویی و پرهیز از دروغ ، امانت داری، وفاداری و تقویت روحیه کرامت، مهربانی و گذشت که به عنوان اصول مهم "دینداری" و "اخلاق اسلامی"  به شمار می روند را به صورت مهارتی برای یک زندگی سالم به فرزندانشان آموزش نمی دهند. غیرت در خانواده نهادینه نشده است. اگر دختر در فرهنگ اسلامی عزیزتر است پس در خانواده باید به او امتیاز داده شود. اگر قرار است پسرانمان را مردانه تربیت کنیم؛ باید با روش های تربیتی این موارد به صورت عملی به ‌آنها آموزش داده شود و بستر این آموزش ها در خانواده است. 

شیفتگی، مقدمه ازدواج های دانشجویی

دوران دانشجویی، برای بسیاری از افراد دوران مناسبی برای انتخاب همسر محسوب می شود. چون فرد در دانشگاه با طیف عظیمی از جنس مخالف که از نظر سنی، تحصیلی، فکری، علایق و انتظارات بیشتر با هم تناسب و هماهنگی دارند، مواجه است. در عین حال از دوران ناآمادگی نوجوانی فاصله گرفته و کم کم به فضای رسمی جامعه و محیط کار نزدیک می شود. در محیط دانشگاه، جوانان از شهرها و فرهنگ‌های مختلف کنار هم قرار می‌گیرند، محیط دانشگاه باز است و دانشجو آزادی بیشتری دارد و به جایگاه بالاتری نسبت به یک محصل دبیرستانی رسیده است. ازدواج در دوران دانشجویی وقتی بیشتر می شود که دانشجویان مدت زمان زیادی (حداقل 2 سال) در کنار هم درس می خوانند و می توانند بهتر و بیشتر خصوصیات و ویژگی های رفتاری، روانی و اخلاقی یکدیگر را ببینند و بشناسند.

اما معمولا ایجاد رابطه برای آشنایی در این دوران باعث ایجاد روابط عاطفی عمیق میان طرفین شده و به فرد اجازه رسیدن به یک شناخت درست و دقیق از فرد مقابل را نمی دهد. به بیانی دیگر به هم عادت می‌کنند و عاشق می‌شوند به این معنا که در ازدواج های دانشجویی، شیفتگی مقدمه ازدواج است. یکی از ویژگی های شیفتگی این است که سرعت عشق در آن انفجاری است، به این معنا که افراد به سرعت نسبت به هم عاشق می شوند و بعد به راحتی هم از یکدیگر متنفر می شوند. شیفتگی بیشتر از آنکه کمی باشد، کیفی است، به این معنا که مثلا فرد می گوید، من اگر طرف مقابل را یک روز نبینم یا با او صحبت نکنم می میرم. در شیفتگی، علاقه مقدم بر شناخت می شود، به این معنا که دل انتخاب می کند و بعد عقل را توجیه می کند و به زبان دیگر، افراد دچار کوری و کری می شوند. نوسانات روحی فرد به شدت بالا می رود و رفتارهای وی اصلا قابل پیش بینی نیست و به دلیل شرطی شدن فرد نسبت به طرف مقابل، هورمون های خاصی در بدن وی ترشح می شود که  باعث آرامش می شود اما بلافاصله پس از ازدواج، به علت فروکش کردن هیجان بالای دو طرف، این آرامش دیگر ایجاد نمی شود. بنابراین تنها50 درصد از ازدواج‌های دانشجویی موفق هستند، زیرا این نوع ازدواج‌ها اگر براساس عادت و عشق صورت ‌گیرد و نه شناخت، به سمتی دیگر می‌روند.

مشکل ازدواج دانشجویی عدم تطابق فرهنگی است

دو دانشجو که وارد محیط دانشجویی برای کسب علم می شوند، با ورود به دانشگاه هویت جدیدی پیدا می کنند، که در آن هویت، احساس وحدت می‌کنند و همدیگر را می‌پسندند و از هم خوششان می‌آید. احساس می‌کنند به همدیگر می‌خورند و روحیه‌شان مثل هم است، ولی همه‌ی این‌ها به هویت دانشگاهی آن‌ها مربوط می‌شود. اما وقتی زندگی شکل گرفت، آن‌ها با هویت شهروندی و خانوادگی خودشان وارد زندگی مشترک می‌شوند نه هویت دانشگاهی و آن موقع متوجّه می‌شوند از نظر فرهنگی تطابق ندارند. یعنی تا قبل از ازدواج همدیگر را از یک بُعد می‌نگریستند و خود را مناسب یکدیگر تشخیص می‌دادند و ازدواج آن دو با هم صورت گرفت، امّا بدیهی است اگر هویت خانوادگی آن‌ها با هویت دانشگاهی شان با هم همخوانی و مطابقت نداشته باشد، منجر به اختلاف می‌شود زیرا در محیطی خواستگاری صورت گرفته که محیط زندگی ایشان نبوده است.

 اما مسأله‌ی مهمی مانند ازدواج را باید جدی گرفت. پسر باید به منزل دختر دانشجو برود و در محل رشد و نمو و تربیت آن دختر با فرهنگ و فضای شکل گرفتن هویت همسر آینده‌اش آشنا شود. نباید تحقیقات را منحصر به محیط دانشجویی و دانشگاه کرد؛ هویت خانوادگی و محلّی افراد، قطعاً با هویت دانشگاهی متفاوت است و نکته‌ی مهم در اینجاست که قرار است افراد با هویت محلی و خانوادگی یکدیگر زندگی مشترک خود را آغاز کنند و هویت دانشگاهی هویتی گذرا است.

 از این رو، خواستگاری‌ها باید حتماً در خانه و با حضور خانواده‌ی دختر صورت گیرد تا با دیدن فضا و فرهنگ خانواده‌ دختر، فضای حاکم بر ذهنش از جو دانشگاه خارج شود. حتّی خواستگاری در واحد مشاوره‌ی دانشگاه و تحت نظارت مشاوره نیز مطلوب نیست و دو طرف نمی‌توانند با فرهنگ یکدیگر آشنایی پیدا کنند.

دخترخانم‌های دانشجو نیز باید در جلسات سوم، چهارم با خانواده‌ی همسر آینده‌ی خود آشنایی پیدا کنند؛ زیرا محیط خانواده مُعرّف فرهنگ یک خانواده است.

تحصیل در یک دانشگاه یا حتی در یک رشته دانشگاهی نمی تواند تنها ملاک برای خوشبختی و داشتن یک زندگی مملو از آرامش و موفقیت باشد بلکه تحصیلات تنها یک عامل موثر در ازدواج است و  توجه به مسایل زیر که در تمامی ازدواج های زوجین اعم از دانشجویی و غیر دانشجویی وجود دارد باید  مدنظر قرار گیرد از جمله:

- استقلال مالی طرفین به ویژه مردان
- شناخت طرفین نسبت به اخلاق، عادات و فرهنگ های همدیگر
- شناخت از خانواده های همدیگر و توجه به پایگاه اجتماعی و خانوادگی
بر این اساس حداقل برخورداری از تامین مالی و نداشتن دغدغه و نگرانی برای امرار معاش در حد متعادل، شرط لازم تلقی می شود.
ازدواج، برخورد دو خانواده و دو منطقه است. نادیده گرفتن خانواده ها و نظرات و خواسته های منطقی آنان بزرگ ترین بی تجربگی جوانان محسوب می شود. یادمان باشد که هر داغی، سرد می شود ولی پختگی خام نمی شود.

 


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.