کد خبر: 5715
ف
آیا لازم است گذشته تان را با همسرتان شریک شوید؟
زندگی متاهلی یعنی نقطه، سر خط. یعنی خداحافظی با زندگی مجردی و حاشیه‌هایش؛ و ورود به دنیای زیبای دو نفره که البته ملاحظات خاص خودش را دارد.

به گزارش «بهداشت نیوز» زندگی مجردی و حاشیه‌هایش؛ و ورود به دنیای زیبای دو نفره که البته ملاحظات خاص خودش را دارد.

وقتی با کسی برای یک عمر عهد و پیمان می‌بندید تا در همه شرایط زندگی شریک هم باشید، اینکه بدانید در عین همراهی و شراکت، به چه مناسباتی از زندگی هم وارد شوید و کجای راه باید بایستید و جلوتر نروید، چه چیزهایی را بگویید و چه چیزهایی را نه، یک توانایی مهم در زندگی مشترک است. یکی از این موقعیت‌هایی که باید بدانید با آن‌چه کنید، داستان خواستگاری رفتن‌ها و خواستگار آمدن‌ها و حتی آشنایی و عشق‌های قبل از ازدواج در زندگی شما و همسرتان است.

  • عشق اول یا آخر؟

این طبیعی است که هر فردی دوست داشته باشد در زندگی همسرش یگانه فرد مورد علاقه او باشد. هر آدمی دلش می‌خواهد نخستین و آخرین عشق زندگی همسر خود بوده و احساس کند در قلب او یکه‌تازی می‌کند اما چه دختر و چه پسر ممکن است قبل از دیدن فردی که با او ازدواج می‌کنند، مورد‌های دیگری را هم برای زندگی مشترک درنظر گرفته باشند و یا در محیط کار و تحصیل به کسی علاقه‌مند شده باشند اما شرایط برای تشکیل خانواده مناسب نبوده و ازدواجی صورت نگرفته باشد. اینکه شما بر این موضوع حساس باشید و دلتان بخواهد نخستین نفری باشید که همسرتان برای زندگی درنظر گرفته، یک خواسته عاقلانه و منطقی نیست. مهم این است که هم‌اکنون او شما را انتخاب کرده است و آخرین فردی که به زندگی عاطفی او پا گذاشته و تا آخر عمر با او می‌ماند و زندگی می‌کند، شما هستید.

  • گفتن یا نگفتن؛ دغدغه این است

فرض کنید شما دختری بودید که در سال دوم دبیرستان، پسر همسایه‌تان به شما علاقه‌مند بود و خانواده‌اش هم برای خواستگاری اقدام کردند اما به دلایل مختلف این ازدواج رخ نداد، لازم نیست همه این جریان را مانند یک فیلم سینمایی برای همسرتان تعریف کنید. ممکن است افراد زیادی از شماخواستگاری کرده باشند، لیست آنها را برای همسرتان نگهداری و یادآوری نکنید و از شرایط و حرف‌ها و اتفاقاتی که بین‌تان رخ داده برای او نگویید. اگر همسرتان درباره خواستگارهای‌تان پرسید می‌توانید خیلی خلاصه و اجمالی تنها اشاره‌ای به بعضی موارد کنید و زود از آن بگذرید.

حال از آن طرف قضیه اگر شما به‌عنوان یک پسر در دانشگاه احساس کردید یکی از همکلاسی‌های‌تان برای زندگی مشترک مناسب است و به خواستگاری‌اش رفتید اما به‌دلیل مخالفت خانواده‌ها و یا هر علت دیگری نتوانستید باهم ازدواج کنید، دلیلی ندارد برای همسرتان تمام این جزئیات را تعریف کنید و حتی بگویید که همه‌‌چیز تا شب خواستگاری خوب بود و وقتی خانواده‌اش مهریه بالایی گفتند، مجبور شدید باوجود علاقه‌ای که داشتید، پا پس بکشید. این حرف‌ها حس خوبی در همسرتان ایجاد نمی‌کند. اینکه همسر شما نداند شما قبل از او چندبار به خواستگاری رفته‌اید چیزی از صداقت‌تان کم نمی‌کند.

  • جاذبه‌ای که دافعه می‌شود

اگر شما مراحل خواستگاری را پشت سر گذاشته‌اید و در روزهای اول بعد از ازدواج به سر می‌برید، دیگر زمان مناسبی برای اینکه بخواهید از گذشته‌ای که داشته‌اید برای همسرتان تعریف کنید، نیست. اگر این کار را در روزهای اول آشنایی انجام می‌دادید، می‌توانست به بهانه صداقت و کمک کردن به همسرتان برای انتخاب یا عدم‌انتخاب شما باشد اما حالا دیگر برای این کار دیر شده است. اگر روابط نامناسبی جز خواستگاری کردن ساده و آشنایی داشتید و خودتان هم پشیمان شده، توبه کرده و تصمیم گرفته‌اید روال زندگی‌تان را تغییر دهید، بعد از ازدواج نیازی نیست به آنها اشاره کنید. بعضی از آقایان فکر می‌کنند اینکه با دختر‌های دیگری رابطه داشته‌اند، دلیلی بر جذابیت آنهاست. این را به همسر‌شان می‌گویند تا خانم آنها بداند شوهرش چقدر خواهان داشته و حواسش باشد که به اندازه کافی در زندگی و رابطه خوب باشد وگرنه ممکن است شوهرش را از دست بدهد. بعضی خانم‌ها هم فکر می‌کنند اینکه مدام از عاشقان سینه‌چاکشان تعریف کنند یعنی خواستنی هستند و این باعث می‌شود شوهرشان دست و دلش بلرزد و بیشتر هوای‌شان را داشته باشد. اگر شما هم جزو این دسته هستید، اشتباه می‌کنید. همسران برای ساختن زندگی و ابراز عشق واقعی نیاز به آرامش دارند. آنها باید بتوانند به همسرشان اعتماد کنند. اینکه همسر شما حس کند شما قبل از او با افراد زیادی بوده‌اید باعث نمی‌شود که او فکر کند شما خیلی جذاب هستید بلکه ممکن است همسرتان را نسبت به شما دلسرد یا حتی بدبین کند.

  • ازدواج دخترعمو، پسرعمو و آسمان‌ها

اگر قبل از این قرار بوده با دختر عموی‌تان ازدواج کنید و همه فامیل هم این را می‌دانستند یا حتی با کسی از اقوام نامزد کرده و تا پای ازدواج هم رفته بودید اما به هر دلیلی به هم خورده است و می‌دانید که دیر یا زود این حرف به گوش همسرتان خواهد رسید، بهتر است خودتان این موضوع را برای او بگویید. صداقت در زندگی مشترک لازم است اما در تعریف چنین ماجرایی می‌توانید کمی داستان را تغییر دهید و احساسات‌تان را کمی سطحی‌تر و عادی‌تر بیان کنید. سعی کنید برخورد و رفتارتان به‌گونه‌ای باشد که کمترین حساسیت را در همسر‌تان ایجاد کنید. شما نمی‌توانید با فامیل‌تان به این خاطر که روزی قرار بوده وصلتی بین‌تان رخ دهد قطع رابطه کنید. البته اگر با اختلاف بزرگ ترها ازدواج‌تان به هم خورده باشد، ممکن است چند سالی رفت‌وآمد‌ها کم یا قطع شود اما به‌طور کل این اتفاق نخواهد افتاد پس بهترین راه این است که باهمسرتان طوری صحبت کنید تا حساسیت او کم شود و مطمئن شود آن مسئله، در همان تاریخ تمام‌شده و حالا او تنها مالک قلب شماست.

برای رسیدن به آرامش و امنیت در زندگی مشترک‌تان در گذشته یکدیگر جست‌وجو نکنید. این کار در مراحل خواستگاری برای کمک به انتخاب، کار غلطی نیست اما وقتی باهم ازدواج کردید ملاک اصلی‌تان «حال» همسرتان باشد و امروز و آینده‌تان را درنظر بگیرید.

منبع: همشهری


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.